سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مشخصات مدیروبلاگ
 
ابوعلی[1488]
هدف از بر پایی این وب آشنایی با اهداف و روش های اهل بیت عصمت و طهارت و بیان علوم ومعارف اسلامی است . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در ضمن این وبلاگ پاسخگوی سوالات دینی شماست سوالات خود را به واسطه ایمیل یا در قسمت نظرات در میان بگذارید در اولین فرصت جوابتان داده می شود. با آرزوی موفقیت روز افزون برای دوستداران ائمه معصومین علیهم السلام .

خبر مایه
پیوند دوستان
 
مجمع جهانی اسلام شناسی نــوروز جــمشیــدی ابــوتــراب نـــــور غـــــدیــر بیان حقیقت مقتدای مسیح شیعه اثنی عشری کانون فرهنگی الرضوان بـلــاغ سایت رسمی حرم حضرت ابالفضل سایت رسمی حرم کاظمین ساعت یک و نیم آن روز یک عاشقانه ی ساده برای من...... دلو بزن به دریا تینا محسن حیدری منتظران مهدی(عج) معماری نوین پارسی نامه غزلیات محسن نصیری(هامون) دل شکسته sajadb.tk بیخیال همه حتی زندگیم نت سرای الماس شادِ شاد طب سنتی@ مشاوره وروان شناسی من،منم.من مثل هیچکس نیستم ...عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست مقبلی جیرفتی موسسه (کانون) فرهنگی هنری قرآن و عترت حسن آباد جرقویه علیا من.تو.خدا پسران علوی - دختران فاطمی تینا!!!! مرام و معرفت ستاره طلایی تنهایی....... پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... نگاهی نو به مشاوره ❤ღمشکات نور الله ღ❤ گل باغ آشنایی راه و چاه طراوت باران وبلاگ گروهیِ تَیسیر نور وبلاگ عقل وعاقل شمارادعوت میکند(بخوانیدوبحث کنیدانگاه قبول کنید) جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی صراط مستقیم *×*عاشقانه ای برای تو*×* اسیرعشق دستگاه بادکش طبی بدن رفع خستگی و حجامت ما تا آخرایستاده ایم هسته گیر آلبالو رضا صفری جبهه مقاومت و بیداری اسلامی

لوح حضرت فاطمه سلام الله علیها:

ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده است که آن جناب فرمود: پدرم به جابر بن عبد اللَّه انصارى گفت: من به شما احتیاجى دارم هر گاه سرت خلوت شد میل دارم با شما ملاقات کنم، و در پیرامون آن مسأله مورد احتیاج گفتگو کنم جابر گفت: هر گاه میل داشته باشى حاضر هستم. روزى پدرم با وى ملاقات کرد و گفت: اى جابر اکنون مرا از جریان لوحى که در نزد جده‏ام فاطمه علیها السّلام دیدى و از مذاکراتى که در این باب با شما انجام گرفت مطلع کنید، جابر گفت: خدا را گواه میگیرم بر این مطلبى که اظهار میکنم، روزى خدمت مادرت حضرت زهراء سلام اللَّه علیها مشرف شدم و این در هنگامى بود که هنوز حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله حیات داشتند. علت شرفیابى من این بود که میل داشتم حضرت زهرا را در ولادت حسین علیه السّلام تبریک و تهنیت بگویم، در دست زهرا علیها السّلام لوح زردى مشاهده کردم که گوئى زمرد بود، و در آن لوح نوشته‏هائى را دیدم که مانند نور آفتاب میدرخشید، عرض کردم: پدر و مادرم فدایت باد اى دختر پیغمبر این لوح چیست؟ فرمود: این لوحى است که خداوند او را به پدرم رسول اللَّه هدیه کرده است، در این لوح نام پدرم و شوهرم و فرزندانم و هم چنین نامهاى اوصیاى از فرزندانم نوشته شده، پدرم این لوح را به من هدیه کرده تا مرا خوشوقت کند. جابر گفت: مادرت آن لوح را به من داد، من او را قرائت کردم و از وى نسخه برداشتم، پدرم گفت: ممکن است او را به من نشان دهى، گفت: مانعى ندارد اینک لوح در اختیار شما است، حضرت صادق علیه السّلام فرمود: پدرم با جابر تا منزل او رفت و لوح را بیرون آورد و به پدرم نشان داد، جابر گوید: من خداوند را گواه میگیرم که این کلمات را در لوح دیدم:

برای مطالعه لوح به ادامه مطلب بروید         

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* این کتابى است از طرف خداوند توانا و درستکار براى محمد که نور او و سفیر او و حجاب او و رهنماى اوست، این نامه را جبرئیل امین از نزد خداوند جهانیان فرود آورده، اى محمد نامهاى مرا بزرگ بشمار و از نعمتهاى من سپاسگزارى کن، منم خدائى که جز من معبودى نیست، منم شکننده پشت ستمگران و عزت دهنده ستمدیدگان و قاضى و حاکم روز رستاخیز? منم خداوندى که جز من معبودى نیست، هر کس غیر از احسان من از دیگرى امیدوار باشد و یا غیر از عدل من از دیگرى بترسد، او را عذابى دهم که احدى را مانند آن عذاب نکرده باشم، اکنون مرا عبادت کنید و بر من توکل نمائید. پیغمبرى را مبعوث نکردم مگر اینکه در هنگام انقضاى زمان او برایش وصیّى تعیین میکنم، من تو را بر همه پیغمبران برترى دادم و وصى تو را نیز بر سایر اوصیاء برگزیدم، و تو را به دو فرزندت که در واقع دو شیر بچه‏اند حسن و حسین گرامى داشتم، حسن را بعد از گذشتن زمان پدرش معدن علم خود قرار دادم، و «حسین» را گنجور وحى خویش ساختم و او را به شهادت گرامى داشتم، و عاقبت کار او را به سعادت ختم نمودم، او افضل شهداء و بلندترین مقام را در میان آنها دارد، کلمه تامه و حجت بالغه خود را در نزد او گذاشتم، بوسیله عترت او جزا میدهم و عقاب میکنم. اول عترت وى «علی» است که پیشواى عبادت‏کنندگان و زینت دوستان گذشته‏ام هست، و فرزندش «محمّد» که همنام جدش میباشد شکافنده علم و معدن حکمت من است، زود است که مردم در باره «جعفر» به شک گرفتار شوند و هلاک گردند کسى که وى را تکذیب کند گویا مرا تکذیب کرده است، و من جایگاه جعفر را گرامى خواهم داشت، و او را بوسیله شیعیان و دوستان و پیروانش خوشنود خواهم ساخت. پس از وى به «موسى» فتنه تاریک و ظلمانى نازل خواهد شد، مقدرات من تغییر نمیکند، و برهانم پنهان نمیماند، و دوستانم از جام لبریزى سیراب خواهند شد، هر کس یکى از آنها را انکار نماید به نعمت من ناسپاسى کرده است، و هر که آیه‏اى از کتاب مرا تحریف کند بر من دروغ بسته است، واى بر مفترین و منکرین. در این هنگام که زمان «موسى» منقضى گردد، بنده برگزیده‏ام «على» که ولى و یارى‏کننده من است خواهد آمد، کسى که سنگینیهاى نبوت را بر دوش او مى گذارم و او را بقوت و نیرو در حمل اعباء رسالت آزمایش میکنم، او را دیوى سرکش و خودپرست خواهد کشت، و در شهرى که بناى آن بدست بنده صالح گذاشته شده در نزد بدترین مخلوقات من دفن خواهد شد. گفته من حق است او را بوسیله فرزندش «محمّد» که جانشین و وارث علم و دانش اوست مسرور خواهم ساخت، او معدن علم و محل اسرار و بر مخلوقاتم حجت است، هیچ بنده به وى ایمان نیاورد مگر اینکه بهشت را جایگاه او قرار خواهم داد، و او را در باره هفتاد نفر از خویشاوندانش که آتش جهنم بر آنها لازم شده باشد شفیع خواهم ساخت. فرزند او «على» را که دوست و یارى‏کننده من است عاقبت کارش را به سعادت و خوشبختى پایان میدهم و او را گواه در میان مردمان و امین در وحى خود قرار خواهم داد، و از وى دعوت‏کننده بطریقم و خازن علم خود «حسن» را بیرون خواهم آورد و او را هم بفرزندش «م ح م د» که وسیله آمرزش براى جهانیان است تکمیل خواهم نمود. در این فرزند کمال موسى و بهاء عیسى و صبر ایوب نهفته است، در زمان او دوستانم خوار خواهند شد و سرهاى آنها را به یک دیگر هدیه خواهند داد، همان طور که سرهاى ترک و دیلم را بهم هدیه میدادند، اینان کشته میشوند و سوخته میگردند، آنان همواره ترسناک، مرعوب، و اندیشه‏مند هستند، زمین به خون آنها رنگین مى‏شود، فریاد و ناله و بانگ و شیون از زنان آنان بلند است. این افراد از دوستان حقیقى و واقعى من هستند، به خاطر اینها هر فتنه تاریک و ظلمانى را دفع خواهم کرد، و براى وجود اینها زلزله‏ها را برطرف میکنم، و سختى‏ها و ظلم‏ها را برمیدارم، این دسته از مردم مشمول رحمت خداوند بوده و صلوات او شامل آنها میباشد، و اینان در واقع هدایت شده هستند.

ابو بصیر در پایان حدیث گفتند: اگر در روزگار جز این حدیث را نشنیده باشى برایت کفایت میکند.                             زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام، ص:  512 الی 515

91/1/27::: 2:40 ص
نظر()
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ *غدیر ...* *غدیر نمایشگر اتحاد و پیوند رسالت به امامت، و نبوت به ولایت است،* وحکایت از آن مى‏کند که همچون دو پستانى هستند که براى اشراب و ارضاع طفل شیرخوار، پیوسته ملازم و مقارن و رفیق یکدیگرند، و یا همچون دو نهالى که از یک ریشه و بن روئیده شده و بهم پیوسته‏اند. *غدیر نمایشگاه على منى و انا منه در برابر دیدگان جمیع خلائق و همگى امت، و اعلان و اعلام این واقعیت به جهانیان* تا روز بازپسین است.


+ روزی امیرالمومنین علی علیه السلام برفراز منبر سخن می گفتند؛ به ناگاه مرد عربی فریاد برآورد: به من ظلم شده است! حضرت علیه السلام به او فرمودند: نزدیک بیا. هنگامی که آن مرد نزدیک آمد، امام علیه السلام فرمودند: * به تو یک ظلم شده است، اما من به اندازه ی ریگ های بیابان، قطره های باران و کرک و موی حیوانات، مورد ستم قرار گرفته ام.* . در کلام امام معصوم غلو و زیاده گویی وجود ندارد؛ . .


+ ... گفت به یکی از دوستانم به شوخی گفتم من 24 ساعت متوالی خوابیده ام دوستم گفت: *بدون غذا؟؟!!* همین سخن را به دوست دیگرم گفتم گفت: * بدون نماز؟؟!!* . . . *عکس العمل افراد نسبت به دغدغه ها و باید و نبایدهای زندگی*


+ به امید ان روزی که *عید رسمی عید بزرگ غدیر خم* باشد چشم انتظارم. در انتظار آن روزی هستم که همه مردم برای عید غدیر خانه تکانی کنند دید و بازدید کنند عیدی به هم دیگر بدهند و در یک کلام غدیر را عید بگیرند. ای امیرالمومنین ای مظلوم عالم شما مظلوم واقع شدی *حتی در بین شیعیان!!!*


+ ایام بستری بی بی دوعالم *شهیده ولایت* حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها است بیایید با اعلام عزا و به پا کردن جلسه عزاء و شرکت در محافل و مجالس عزاداری به امام زمانمان عجل الله تعالی فرجه تسلیت بگیم و خدای نکرده با تهیه لباس نو و جشن و تبریک گفتن موجب ناراحتی امام زمان نشویم *همدردی با امام زمان را با صلوات بر محمد و آل محمد و اظهار برائت از دشمنانشان از الان شروع کنیم*


+ راوی گویدامام صادق علیه السّلام فرمودند: هنگامى که دوزخیان در دوزخ جاى گیرند شما شیعیان را بجویند و نیابندتان، پس به یکدیگر بگویند: *ما لَنا لا نرى‏ رِجالًا کُنَّا نَعُدُّهُم مِنَ الْأَشرارِ أَتَّخَذناهُم سِخْرِیًّا أَم زاغَت عَنهُمُ الْأَبصارُ* ما را چه شده است مردانى را که از اشرار مى‏شمردیم نمى‏بینیم؟ آیا آنان را[در دنیا] به ریشخند مى‏گرفتیم یا چشمهاى ما بر آنها نمى‏افتد؟سوره ص/آیه62-63...


+ الْحسین بن ثویر و أبی سلمة السّرّاج قالا سمعناأبا عبد الله ع وهو یلْعن فی دبر کلّ مکتوبة أربعةً من الرّجالِ وَأَرْبعاً من النّساء *فُلَانٌ وَفلان وَفلَانٌ وَمعاویةُ وَ یُسَمِّیهِمْ* *وَفُلانةُوَفلانةوهند وَأمّ الحکم أخْت معاویة* حسین بن ثویر وابو سلمه گفتند شنیدیم که حضرت امام جعفر صادق(ع)درعقب هر نمازى چهار کس از *مردان را که فلانی و فلانی و فلانی و معاویه در حالی که اسمشان را بیان میکرد*..


+ *نمی ترسم* از کسی ولی *میترسم* از خدا . . . . . . *میترسم* از کسی که *نمی ترسد* از خدا


+ *نقل شده از یکی از شیعیان:* روزی یکی از دوستان سنی به دیدنم آمده بود. گفتگوی مفصلی درباره حقانیت اهل بیت داشتم از جمله به خطبه ی حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) در غدیرخم استناد کردم. ایشان می گفت: مولا در این حدیث به معنای دوست آمده. نهایتا هر چه دلیل آوردم قبول نکرد. خداحافظی کرد وبه سمت بلوچستان حرکت کرد. یک ساعت از رفتنش گذشته بود که به او زنگ زدم وگفتم: کاری با شما دارم باید برگردی!


+ سلام دوستان مسابقه جالبی را در رابطه با عید بزرگ غدیر خم دیدم به نظر آمد که در راستای دفاع از مظلومیت ولایت قدمی بردارم و این مسابقه را به شما معرفی میکنم و در مسابقه شرکت کنیم تا به قدر ذره خود، ران ملخى به بارگاه سلیمان حشمت و صاحب ذوالفقارش‏ هدیه آوریم‏