مشخصات مدیروبلاگ
 
ابوعلی[1488]
هدف از بر پایی این وب آشنایی با اهداف و روش های اهل بیت عصمت و طهارت و بیان علوم ومعارف اسلامی است . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در ضمن این وبلاگ پاسخگوی سوالات دینی شماست سوالات خود را به واسطه ایمیل یا در قسمت نظرات در میان بگذارید در اولین فرصت جوابتان داده می شود. با آرزوی موفقیت روز افزون برای دوستداران ائمه معصومین علیهم السلام .

خبر مایه
پیوند دوستان
 
مجمع جهانی اسلام شناسی نــوروز جــمشیــدی ابــوتــراب نـــــور غـــــدیــر بیان حقیقت مقتدای مسیح شیعه اثنی عشری کانون فرهنگی الرضوان بـلــاغ سایت رسمی حرم حضرت ابالفضل سایت رسمی حرم کاظمین ساعت یک و نیم آن روز یک عاشقانه ی ساده برای من...... دلو بزن به دریا تینا محسن حیدری منتظران مهدی(عج) معماری نوین پارسی نامه غزلیات محسن نصیری(هامون) دل شکسته sajadb.tk بیخیال همه حتی زندگیم نت سرای الماس شادِ شاد طب سنتی@ مشاوره وروان شناسی من،منم.من مثل هیچکس نیستم ...عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست مقبلی جیرفتی موسسه (کانون) فرهنگی هنری قرآن و عترت حسن آباد جرقویه علیا من.تو.خدا پسران علوی - دختران فاطمی تینا!!!! مرام و معرفت ستاره طلایی تنهایی....... پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... نگاهی نو به مشاوره ❤ღمشکات نور الله ღ❤ گل باغ آشنایی راه و چاه طراوت باران وبلاگ گروهیِ تَیسیر نور وبلاگ عقل وعاقل شمارادعوت میکند(بخوانیدوبحث کنیدانگاه قبول کنید) جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی صراط مستقیم *×*عاشقانه ای برای تو*×* اسیرعشق دستگاه بادکش طبی بدن رفع خستگی و حجامت ما تا آخرایستاده ایم هسته گیر آلبالو رضا صفری جبهه مقاومت و بیداری اسلامی

بیانیه آیت الله وحید

حضرت آیت الله وحید خراسانی (دام ظله) در روز چهارشنبه 1391/3/3 در درس تفسیر در مسجد اعظم قم فرمودند: اهل علم، جوان‌های پاک فطرت و هرکس غیرت تشیع دارد همت کنید تا روز شهادت حضرت امام هادی علیه السلام این مملکت یکپارچه عزا شود.

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید         

بسم الله الرحمن الرحیم 

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین واللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

چون ماه رجب در پیش است و طلیعه‌ی این ماه ، روز سوم شهادت کسی است که هم بیان از وصف او عاجز، و هم عقل از ادراک مقامش قاصر است. در درجه‌ی اولی وظیفه‌ی اهل علم، این معرفت است، بعد هم ابلاغ به مردم که بدانند او کیست و روز شهادت آن حضرت چه روزی است.

اولا: ماه رجب ماه امیر المؤمنین است. این ماه به قدری بزرگ است که هفت روز روزه‌ی این ماه هفت درِ جهنم را سدّ می‌کند، هشت روز روزه‌ی این ماه هشت در بهشت را به روی روزه‌دار باز می‌کند. در همچو ماهی، روز سوم همچو خورشیدی در سامره غروب کرد.

شیخ الطائفه که قول او سند است برای کل، صلواتی بر آن حضرت نقل می‌کند؛ قسمتی از آن صلوات این است: اللهم صل علی علی بن محمد وصی الاوصیاء وامام الاتقیاء وخلف ائمة الدین والحجة علی الخلائق اجمعین

در هر جمله‌ای عقل کمّل متحیر است. یک جمله‌ی آن... آن هم اشاره‌ای و الا شرح هر جمله کتابی لازم است.

امامت از مقوله‌ی اضافه است. این مفهوم متقوم است به طرفین اما متشابهة الاطراف واما متخالفة الاطراف. امام بدون مأموم محال است. مأموم بدون امام هم محال است.

در این بیان، امامی تعریف شده به امامت بر مأمومی که از مقام مأموم باید پی برد به مقام آن امام. گفتنش سهل است اما فهمش فی غایة الاشکال.

امام الاتقیاء. اتقیاء کیانند؟ قرآن بخوانید، ببینید اتقیاء چه طائفه‌ای هستند".ان المتقین فی مقام امین".آن روزی که اولین و آخرین همه ترسان اند و لرزان، "ان المتقین فی مقام امین". این‌ها کیان اند؟ آن کسانی هستند که ظرفیت وجودشان آماده است برای اشراق تجلی علم خدا؛ ذلک الکتاب... ذلک اسم اشاره‌ی بعید است. این اشاره به این است که این کتاب کتابی است؛ در چه مقامی؟ "انه لقرآن کریم". این قرآن کریم در آن لوح محفوظ که "لا یمسه الا المطهرون"، آینه‌ای که بر آن آینه اشراق بشود و همچو کتابی از آن مقامی که خدا به اشاره‌ی بعید از آن مقام حکایت کرده، جاذبه‌ی تقوا می‌کشد ، می‌شود: "ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین".

اما بیان مبیّن قرآن. آن مرد عابد که اهل معنا بود، گفت: صف لی المتقین حتی کأنی انظر الیهم، برای من متقین را وصف کن آنچنان که من ببینم به چشم باطن آنان را. آن کسی که خبر دارد که گفتار او در این نفسِ قابل چه خواهد کرد، تثاقل، اعراض کرد، سنگین بود برایش گفتن، ولی دست از طلب، طالب برنداشت. اول مختصری فرمود که شاید به این مختصر قانع بشود. این مقدمه برای این است که از این مأموم باید آن امام را شناخت، و دنیا عاجز است که بفهمد با این نسبت، امام دهم در چه مقام است! و شأن او چه شأنی است! بعد فرمود: یا همام! تقوا پیشه کن و احسان،"ان الله مع الذین اتقوا والذین هم محسنون". هر چه هست در این معیت است.

خداوند دو معیت دارد: یک معیت قیومیه، مع کل شیء‌ لا بالمقارنة، و این معیت عامه است؛ اما معیت خاصه، منحصر به این طبقه است: ان الله مع الذین اتقوا.

بعد که دست بر نداشت ، فرمود: ان الله سبحانه و تعالی خلق الخلق حین خلقهم غنیا عن طاعتهم آمنا من معصیتهم لانه لا تضره معصیة‌ من عصاه ولا تنفعه طاعة من اطاعه. قیامتی کرد در این خطبه، بعد فرمود:فالمتقون فیها هم اهل الفضائل. آن امام را از این مأموم باید شناخت.

الفضائل جمع محلی به ال است. فهم کلام امیر المؤمنین دونه خرط القتاد. الفضائل. فضائل بشری منقسم می‌شود به سه قسم: فضائل عقلی، فضائل اخلاقی، فضائل عملی. مجموعه‌ی این فضائل که از مبدأ گرفته تا معاد، عقلا، تمام مکارم و محاسن اخلاق، خُلقا، تمام اتیان ما فرضه الله وانبعاث بکل ما بعث الله الیه وانزجاز از کل ما زجر الله عنه، مجموعه‌ی این‌ها جمع می‌شود در یک متقی. بعد که به بسطش که رسید، هفتاد مطلب است.

این خطبه شق القمر است. اول کلمه‌اش این است: منطقهم الصواب؛ آخر کلمه‌اش چیست؟ منطقهم الصواب. منطق کی صواب می‌شود؟ وقتی عقل به حدی برسد که صیانت پیدا کند از انحراف. وقتی نفس به جایی برسد که صیانت پیدا کند از هوی، در این تقدیر می‌شود منطق، صواب. این اول کلمه است. از زبان مأموم او جز علم و جز حکمت و جز صدق و به غیر حق بیرون نمی‌آید. این مقام مأموم او است.

این کلمه‌ی اول است، تا برسد به هفتادمین مقام. مجموع این فضائل در کسی که جمع بشود، تازه می‌شود مأموم امام دهم. آیا خود آن امام کجاست؟

سید بن طاووس در زیارت آن حضرت که نقل می‌کند که عقول کمّلی از شیخ الطائفه تا شیخ انصاری در حل این معما متحیر است، مقابل قبر او باید ایستاد. سلامی که هست این است: السلام علیک یا سرّ الله، سلام بر تو ای سر خدا. تمام انبیا از آدم تا به عیسی شرفشان به چیست؟ فضلشان، شرفشان این است که به قدر ظرفیت وجودشان حامل سرّ خدا بشوند. حالا آن کسی که وجود او شده سرّ خدا، این جا می‌شود درک کرد؟ امام علی بن محمد النقی الهادی سرّ الله است.

بعد یک سلامی دارد که آن جا دیگر کمیت اولین و آخرین لنگ است: السلام علیک یا حق الله، تو حق خدایی.

قطب الدین راوندی آن مردی که در رجال، مقامات او روشن است و قبر او در قم مزار اهل فضل است، او این قضیه را نقل می‌کند: یکی از حجّاب متوکل عباسی که از اسرار آن دستگاه خبردار است، گفت: متوکل تصمیم گرفت که روز سلام، خودش سواره، امام دهم در رکابش پیاده، بیرون برود. وزیر گفت: این کار، بسیار گران بر تو تمام می‌شود، کاری کن که نیت تو بر مردم آشکار نشود. گفت: چه بکنم؟ گفت: اعلان کن که همه -بدون استثناء- از اشراف، اعیان، قواد جیش، امراء بلاد همه پیاده بیایند تا علی بن محمد هم در آن‌ها، مقصد اصلی تو به این وسیله مخفی بشود؛ چون وقتی با جمع بود کسی متوجه نیت تو نخواهد شد. قبول کرد و اعلان شد.

فردا همه بیرون آمدند، آن متوکل و آن سامره‌ی آن روز و آن ملویه و آن حشمت ظاهری. امام دهم هم در میان جمعیت بیرون آمد. تا مقصد او حاصل شد و جمع متفرق شد و امام برگشت به خانه. این حاجب متوکل می‌گوید: وقتی نشست در دهلیز خانه، من دیدم عرق بر جبینش نشسته، مندیلی آوردم و عرق آن جبین را گرفتم. همین اندازه، حالا ببین آخر چه می‌شود. وقت عرق را از جبین گرفتم، به آن حضرت گفتم: متوکل نیت بدی نداشت نسبت به شما، تا این کلمه را گفتم یک جمله گفت: فرمود: "تمتعوا فی دارکم ثلاثة ایام"؛ سه روز از این زندگی تمتع کنید، "ذلک وعد غیر مکذوب"؛ این وعده خلاف ندارد. این جمله را گفت، برخواست به اندرون رفت، من هم بیرون آمدم. معلمی داشتم شیعی مذهب؛ چون من از درباریان متوکل بودم، با او مزاح می‌کردم و او را رافضی می‌خواندم. وقتی آمدم گفتم: ای رافضی! امام تو همچو جمله‌ای گفت. گفت: تو خودت از او این جمله را شنیدی": تمتعوا فی دارکم ثلاثة ایام"، گفت: بله. گفت: چون من حق این صحبت را با تو دارم، به تو سفارش می‌کنم: الآن برو، هرچه اموال داری جمع کن، پراکنده کن، خودت هم از خانه دیگر بیرون نیا. تا این کلمه را گفت، گفتم: چرا؟ گفت: روز سوم متوکل بر می‌افتد. تا این کلمه را گفت، من بر او پرخاش کردم، او را از خانه بیرون کردم، بعد در فکر فرو رفتم که احتیاط طریق نجات است. رفتم همه‌ی اموالم را جمع کردم، در اقوامم پراکنده کردم، در خانه ام خودم ماندم و یک حصیر. بودم در آن خانه . شب چهارم به دست پسر، پدر کشته شد. "فقطع دابر القوم الذین ظلموا والحمد لله رب العالمین"

"تمتعوا فی دارکم ثلاثة ایام"، یک آیه خواند، این اراده‌ی متصل به اراده‌ی خدا، عالمی را به یک نفس زیر و رو می‌کند. عمده این است: این مرد که از حجّاب متوکل بود، بعد آمد به خانه‌ی آن حضرت، زانو به زمین زد، نشان تشیع و ایمان به ائمه‌ی معصومین را بر سینه‌ی خود نصب کرد. هم در دنیا امان یافت، هم در آخرت. از اسفل سافلین رسید به اعلی علیین. چرا ؟ برای این که یک آن با آن مندیل عرق از این جبین گرفت. اثر این عمل این شد. حالا اگر این مملکت روز سوم این ماه یکپارچه عزا برای یک همچو کسی بشود و این جوان‌های پاک فطرت که در فاطمیه آن غوغا را سر پا کردند، کمر وهابیت را شکستند و این مملکت را بیمه کردند، آن روز هم به آن غیرت تشیعی که از شیر مادر و آن نیت پاک پدر به آنان رسیده، در هیئات عزا برای مظلومیت آن امامی که چهل و یک سال داشت که با جگر پاره پاره از این دنیا رفت و آن خونِ دلها را از زمان معتصم تا زمان واثق...، چه خون‌ها به دل او شد و چه رنج‌ها دید!

شما اهل علم باید همه دامن به کمر بزنید. شما چکاره اید؟ یک عمری سر سفره ی امام زمان اید، روز سوم این ماه روز شهادت جد او است، آن هادی که نوه‌ی او آن مهدی است که یملأ الله الارض به قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا، او نظرش به شما خواص و به شما مردم عادی این مملکت است که برای جد او، برای آن کسی که خدا در شأن او، بیان رب الارباب این است: ولیی و ناصری، او ولی من است، او ناصر و یاور من است، او امین من بر وحی من است، او شاهد خلق من است، کسی که خدا در شأن او بیانش این است.

بارالها! خودت امام زمان را از این امت راضی بفرما. بارالها! به این مملکت توفیق بده که روز سوم این ماه پرچم عزای جد او را آن چنان که در حد توان آن‌ها است، برافرازند و به امام هشتم که قلبش برای این نوه‌ی جگرسوخته اش، پریشان است، تسلیتی و تعزیتی باشد.

اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه، فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فیها طویلا.

مسجد اعظم قم 1391/3/3

 


91/3/4::: 5:9 ع
نظر()
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ *غدیر ...* *غدیر نمایشگر اتحاد و پیوند رسالت به امامت، و نبوت به ولایت است،* وحکایت از آن مى‏کند که همچون دو پستانى هستند که براى اشراب و ارضاع طفل شیرخوار، پیوسته ملازم و مقارن و رفیق یکدیگرند، و یا همچون دو نهالى که از یک ریشه و بن روئیده شده و بهم پیوسته‏اند. *غدیر نمایشگاه على منى و انا منه در برابر دیدگان جمیع خلائق و همگى امت، و اعلان و اعلام این واقعیت به جهانیان* تا روز بازپسین است.


+ روزی امیرالمومنین علی علیه السلام برفراز منبر سخن می گفتند؛ به ناگاه مرد عربی فریاد برآورد: به من ظلم شده است! حضرت علیه السلام به او فرمودند: نزدیک بیا. هنگامی که آن مرد نزدیک آمد، امام علیه السلام فرمودند: * به تو یک ظلم شده است، اما من به اندازه ی ریگ های بیابان، قطره های باران و کرک و موی حیوانات، مورد ستم قرار گرفته ام.* . در کلام امام معصوم غلو و زیاده گویی وجود ندارد؛ . .


+ ... گفت به یکی از دوستانم به شوخی گفتم من 24 ساعت متوالی خوابیده ام دوستم گفت: *بدون غذا؟؟!!* همین سخن را به دوست دیگرم گفتم گفت: * بدون نماز؟؟!!* . . . *عکس العمل افراد نسبت به دغدغه ها و باید و نبایدهای زندگی*


+ به امید ان روزی که *عید رسمی عید بزرگ غدیر خم* باشد چشم انتظارم. در انتظار آن روزی هستم که همه مردم برای عید غدیر خانه تکانی کنند دید و بازدید کنند عیدی به هم دیگر بدهند و در یک کلام غدیر را عید بگیرند. ای امیرالمومنین ای مظلوم عالم شما مظلوم واقع شدی *حتی در بین شیعیان!!!*


+ ایام بستری بی بی دوعالم *شهیده ولایت* حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها است بیایید با اعلام عزا و به پا کردن جلسه عزاء و شرکت در محافل و مجالس عزاداری به امام زمانمان عجل الله تعالی فرجه تسلیت بگیم و خدای نکرده با تهیه لباس نو و جشن و تبریک گفتن موجب ناراحتی امام زمان نشویم *همدردی با امام زمان را با صلوات بر محمد و آل محمد و اظهار برائت از دشمنانشان از الان شروع کنیم*


+ راوی گویدامام صادق علیه السّلام فرمودند: هنگامى که دوزخیان در دوزخ جاى گیرند شما شیعیان را بجویند و نیابندتان، پس به یکدیگر بگویند: *ما لَنا لا نرى‏ رِجالًا کُنَّا نَعُدُّهُم مِنَ الْأَشرارِ أَتَّخَذناهُم سِخْرِیًّا أَم زاغَت عَنهُمُ الْأَبصارُ* ما را چه شده است مردانى را که از اشرار مى‏شمردیم نمى‏بینیم؟ آیا آنان را[در دنیا] به ریشخند مى‏گرفتیم یا چشمهاى ما بر آنها نمى‏افتد؟سوره ص/آیه62-63...


+ الْحسین بن ثویر و أبی سلمة السّرّاج قالا سمعناأبا عبد الله ع وهو یلْعن فی دبر کلّ مکتوبة أربعةً من الرّجالِ وَأَرْبعاً من النّساء *فُلَانٌ وَفلان وَفلَانٌ وَمعاویةُ وَ یُسَمِّیهِمْ* *وَفُلانةُوَفلانةوهند وَأمّ الحکم أخْت معاویة* حسین بن ثویر وابو سلمه گفتند شنیدیم که حضرت امام جعفر صادق(ع)درعقب هر نمازى چهار کس از *مردان را که فلانی و فلانی و فلانی و معاویه در حالی که اسمشان را بیان میکرد*..


+ *نمی ترسم* از کسی ولی *میترسم* از خدا . . . . . . *میترسم* از کسی که *نمی ترسد* از خدا


+ *نقل شده از یکی از شیعیان:* روزی یکی از دوستان سنی به دیدنم آمده بود. گفتگوی مفصلی درباره حقانیت اهل بیت داشتم از جمله به خطبه ی حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) در غدیرخم استناد کردم. ایشان می گفت: مولا در این حدیث به معنای دوست آمده. نهایتا هر چه دلیل آوردم قبول نکرد. خداحافظی کرد وبه سمت بلوچستان حرکت کرد. یک ساعت از رفتنش گذشته بود که به او زنگ زدم وگفتم: کاری با شما دارم باید برگردی!


+ سلام دوستان مسابقه جالبی را در رابطه با عید بزرگ غدیر خم دیدم به نظر آمد که در راستای دفاع از مظلومیت ولایت قدمی بردارم و این مسابقه را به شما معرفی میکنم و در مسابقه شرکت کنیم تا به قدر ذره خود، ران ملخى به بارگاه سلیمان حشمت و صاحب ذوالفقارش‏ هدیه آوریم‏